کودکی تمام میشود؛ آدم بزرگتر میشود، خانهها عوض میشوند، روابط تازه شکل میگیرند و فاصله ما با بعضی اتفاقها گاهی به چند دهه میرسد.
اما همه تجربههای کودکی همراه همان سالها تمام نمیشوند.
گاهی چیزی از گذشته در نحوه اعتماد کردن ما باقی میماند. در ترسی که هنگام نزدیک شدن یک نفر احساس میکنیم. در حساسیتی که نسبت به طرد شدن داریم. در شرمی که دلیلش را دقیق نمیدانیم. یا در این احساس که همیشه باید برای اتفاقی بد آماده باشیم.
اینجاست که ممکن است این سؤال شکل بگیرد:
آیا چیزی که در کودکی تجربه کردهام، هنوز بر زندگی امروز من اثر میگذارد؟
گاهی پاسخ این سؤال میتواند به ترومای کودکی یا Childhood Trauma مربوط باشد؛ اما پیش از هر چیز باید یک سوءبرداشت مهم را کنار بگذاریم:
هر کودکی سخت، هر خاطره ناراحتکننده و هر اشتباهی که والدین در تربیت مرتکب شدهاند الزاماً «تروما» نیست.
هدف این مقاله هم این نیست که بعد از خواندن آن برای خودمان یک تشخیص تازه پیدا کنیم. قرار است دقیقتر بفهمیم ترومای کودکی چیست، چه تجربههایی میتوانند آسیبزا باشند، علائم آن در کودکی و بزرگسالی چگونه دیده میشوند، چه ارتباطی با سلامت روان و جسم دارد و درمان آن چگونه انجام میشود.
ترومای کودکی به تجربه یا مجموعهای از تجربههای ترسناک، خطرناک یا آسیبزا در دوران کودکی گفته میشود که میتوانند احساس امنیت کودک را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند و در بعضی کودکان واکنشهای روانی، هیجانی، رفتاری یا جسمانی پایداری ایجاد کنند.
National Child Traumatic Stress Network یا NCTSN تأکید میکند که رویداد تروماتیک در کودکی فقط به خود اتفاق محدود نمیشود؛ واکنش کودک و اثری که تجربه پس از پایان رویداد بر زندگی او میگذارد نیز اهمیت دارد.
“A traumatic event is a frightening, dangerous, or violent event…”
این تعریف کوتاه NCTSN یادآوری میکند که در مفهوم علمی Trauma، تهدید و احساس خطر نقش مهمی دارند.
مطالعه تعریف Child Trauma در NCTSN
اگر میخواهید ابتدا خود مفهوم تروما را بدون تمرکز بر کودکی بشناسید، مقاله «تروما چیست؟ وقتی گذشته هنوز در اکنون نفس میکشد» را نیز بخوانید.
مطالعه مقاله تروما چیست در کلینیک رستا
نه. این شاید مهمترین نکته این مقاله باشد.
همه ما در کودکی ناکامی، ترس، اختلاف، محدودیت، تنبیه، جدایی، تغییر مدرسه، از دست دادن دوستی یا تجربههای ناخوشایند دیگری داشتهایم.
این تجربهها ممکن است مهم باشند، اما از نظر علمی درست نیست که هر اتفاق ناراحتکنندهای را ترومای کودکی بنامیم.
در مقابل، بعضی تجربهها به دلیل شدت، ماهیت، تکرار یا مدتزمانشان میتوانند احساس امنیت کودک را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند.
همچنین دو کودک ممکن است یک اتفاق نسبتاً مشابه را تجربه کنند، اما پیامدهای متفاوتی داشته باشند. NCTSN به عواملی مانند شدت رویداد، نزدیکی کودک به حادثه، واکنش مراقبان، سابقه تجربههای قبلی و عوامل حمایتی خانواده و جامعه اشاره میکند.
پس شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم:
«آیا اتفاقی که برای من افتاده به اندازه کافی بد بوده است؟»
بپرسیم:
«آن اتفاق چه اثری بر احساس امنیت من گذاشت و آیا این اثر هنوز در زندگی امروز حضور دارد؟»
در مطالب روانشناسی احتمالاً اصطلاح ACEs یا Adverse Childhood Experiences را هم دیدهاید.
ACEs به معنای «تجربههای نامطلوب دوران کودکی» است و میتواند شامل تجربههایی مانند خشونت، آزار، غفلت، مشاهده خشونت در خانه، مشکلات شدید خانوادگی یا بیثباتی محیط زندگی باشد. CDC این تجربهها را رویدادهای بالقوه آسیبزا در سنین صفر تا ۱۷ سال تعریف میکند.
“Adverse childhood experiences can have long-term negative impacts on health, opportunity and well-being.”
این جمله CDC نکته مهمی دارد: تجربههای نامطلوب کودکی میتوانند اثر طولانیمدت داشته باشند، اما این به معنای آن نیست که هر ACE الزاماً به PTSD یا یک «ترومای حلنشده» منجر میشود.
مطالعه درباره ACEs در CDC
به زبان ساده:
ACEs بیشتر درباره نوع تجربهای است که در کودکی وجود داشته؛ Trauma درباره نحوه تجربه آن و پیامدهای احتمالی آن برای فرد نیز صحبت میکند.
بهتر است به جای اصطلاح عامهپسند «۸ ترومای کودکی»، از هشت تجربه بالقوه آسیبزا صحبت کنیم؛ چون هیچکدام بهتنهایی سرنوشت روانی کودک را تعیین نمیکنند.
زمانی که کودک مکرراً مورد ضربوشتم، تهدید فیزیکی یا رفتارهایی قرار میگیرد که امنیت جسمانی او را به خطر میاندازند.
هرگونه سوءاستفاده یا مواجهه جنسی نامتناسب با سن کودک میتواند تجربهای بسیار جدی و آسیبزا باشد و نیازمند حمایت تخصصی است.
تحقیر مداوم، تهدید، ترساندن، توهین و بیارزش کردن کودک میتواند احساس امنیت و تصویر او از خودش را تحت تأثیر قرار دهد.
غفلت فقط به غذا یا لباس محدود نیست. نادیده گرفته شدن مداوم نیازهای جسمی، مراقبتی یا عاطفی کودک نیز میتواند اهمیت داشته باشد.
کودک لازم نیست مستقیماً قربانی خشونت باشد تا از آن تأثیر بگیرد. مشاهده خشونت علیه والد یا مراقب میتواند احساس امنیت او را بهشدت مختل کند.
بعضی فقدانهای ناگهانی یا خشونتآمیز، جداییهای تروماتیک یا از دست دادن فردی که کودک به او وابستگی زیادی دارد ممکن است واکنشهای شدیدی ایجاد کنند.
بیماری تهدیدکننده زندگی، بستری طولانیمدت یا برخی مداخلات پزشکی میتوانند برای بعضی کودکان تجربهای تروماتیک باشند.
جنگ، آوارگی، خشونت گسترده یا بلایای طبیعی میتوانند احساس ثبات و امنیت پایهای کودک را مختل کنند.
NCTSN نیز آزار، غفلت، خشونت خانوادگی، جنگ، جدایی تروماتیک، فقدان ناگهانی، حوادث شدید و بیماریهای تهدیدکننده زندگی را از جمله تجربههای بالقوه آسیبزا معرفی میکند.
در منابع روانشناسی ممکن است اصطلاحهایی مانند حاد، مزمن و پیچیده را ببینید.
معمولاً به تجربهای شدید و نسبتاً محدود به یک رویداد اشاره دارد؛ مانند یک تصادف جدی یا حادثه ناگهانی.
زمانی مطرح میشود که کودک بارها یا برای مدت طولانی در معرض یک موقعیت آسیبزا قرار دارد؛ مانند خشونت یا آزار مداوم.
Complex Trauma معمولاً درباره مواجهههای شدید و مکرر، بهویژه در روابط نزدیک و دورههای حساس رشد صحبت میکند و ممکن است حوزههای مختلف زندگی و رشد کودک را تحت تأثیر قرار دهد.
اما این اصطلاحها برای خودتشخیصی اینترنتی طراحی نشدهاند. فهم دقیق تاریخچه و پیامدهای تجربه نیازمند ارزیابی حرفهای است.
کودک همیشه نمیتواند تجربه خود را با کلمات توضیح دهد.
کودک چهار یا شش ساله لزوماً نمیگوید:
«بعد از این اتفاق احساس امنیت نمیکنم.»
گاهی فشار روانی را باید در تغییر رفتار، بازی، خواب یا ارتباط کودک دید.
NCTSN به واکنشهایی مانند آشفتگی هیجانی، اضطراب، نشانههای افسردگی، تغییر رفتار، مشکلات تنظیم هیجان، دشواری در روابط، افت توجه، مشکلات تحصیلی، کابوس، اختلال خواب و بعضی شکایتهای جسمانی اشاره میکند.
بااینحال وجود هرکدام از این نشانهها بهتنهایی اثبات نمیکند که کودک Trauma دارد.
برای مثال مشکل تمرکز میتواند علل بسیار متفاوتی داشته باشد. اضطراب جدایی، مشکلات خواب، ADHD، تنش خانوادگی یا شرایط رشد نیز ممکن است برخی نشانههای مشابه ایجاد کنند.
اگر پس از یک تجربه دشوار، تغییرات رفتاری یا هیجانی کودک شدید، مداوم یا مختلکننده شدهاند، بهتر است وضعیت او به شکل تخصصی بررسی شود.
برای آشنایی با مسیر تخصصی کودکان میتوانید صفحه رواندرمانی کودک در شیراز را ببینید.
رواندرمانی کودک در کلینیک رستا
هیچ رویداد آسیبزایی یک پیامد ثابت برای همه کودکان ندارد.
اما در بعضی کودکان ممکن است اضطراب، نشانههای افسردگی، مشکلات رفتاری، دشواری در خواب، مشکلات توجه، نشانههای استرس پس از سانحه، مشکلات تنظیم هیجان یا دشواری در ارتباط با دیگران دیده شود.
WHO نیز آزار و غفلت دوران کودکی را با پیامدهای بلندمدت سلامت روان، جسم و عملکرد اجتماعی مرتبط میداند.
نکته کلیدی واژه «مرتبط» است.
اینکه پژوهشها در سطح جمعیت بین دو موضوع ارتباط پیدا کردهاند به این معنی نیست که میتوان درباره یک فرد مشخص گفت:
«این مشکل حتماً به خاطر کودکی او ایجاد شده است.»
این بخش یکی از بیشترین جستجوها را دارد و در عین حال یکی از بخشهایی است که بیشترین سوءبرداشت درباره آن وجود دارد.
هیچ فهرستی از نشانههای بزرگسالی نمیتواند اثبات کند شما در کودکی Trauma داشتهاید.
بااینحال پژوهشها نشان دادهاند تجربههای نامطلوب و آزار دوران کودکی در سطح جمعیت با افزایش احتمال بعضی مشکلات روانشناختی در سالهای بعد ارتباط دارند.
یک Umbrella Review منتشرشده در ۲۰۲۵ با بررسی ۴۳ مرور سیستماتیک و متاآنالیز و بیش از ۱۴ میلیون شرکتکننده، بین ACEs و افزایش خطر اضطراب و افسردگی در بزرگسالی ارتباط گزارش کرده است.
یک مرور گسترده دیگر در ۲۰۲۵ نیز ۹۹ متاآنالیز را کنار هم قرار داد و پیامدهای ACEs را در حوزههایی از سلامت روان تا سلامت جسمی، روابط و رفتار بررسی کرد. اندازه اثر کلی در بسیاری از حوزهها کوچک تا متوسط بود؛ موضوعی که نشان میدهد تصویر علمی بسیار پیچیدهتر از جمله ساده «همه مشکلات از کودکی میآیند» است.
عبارت «ترومای درماننشده» یا «التیامنیافته» یک تشخیص رسمی نیست؛ اما کاربران معمولاً از آن برای تجربههایی استفاده میکنند که احساس میکنند هنوز در زندگی امروز اثر دارند.
گاهی فرد حتی در محیطی امن نمیتواند کاملاً آرام باشد و دائماً منتظر مشکل، اختلاف یا اتفاق بد بعدی است.
یک اختلاف معمولی ممکن است درون فرد احساس ترس یا تهدیدی بسیار بزرگتر ایجاد کند.
فرد ممکن است صمیمیت را بخواهد، اما همزمان از نزدیک شدن دیگران احساس ناامنی کند.
بعضی آدمها از موقعیتها، گفتگوها یا احساساتی که آنها را به گذشته نزدیک میکنند فاصله میگیرند.
گاهی باورهایی مثل «اشکال از من است» یا «من به اندازه کافی خوب نیستم» به شکل عمیقی در تجربه فرد حضور دارند.
احساسها ممکن است بسیار سریع و شدید فعال شوند یا برعکس، فرد در بعضی شرایط احساس بیحسی و فاصله عاطفی کند.
احساس ناکافی بودن، دوستداشتنی نبودن یا بیارزشی میتواند در برخی افراد وجود داشته باشد.
گاهی فرد بارها وارد روابط مشابه میشود یا میان نیاز به نزدیکی و ترس از آن گیر میکند.
مشکلات خواب میتوانند با تجربههای استرسزا همراه باشند؛ اما باید علل دیگر نیز بررسی شوند.
تنش، افزایش ضربان قلب، بیقراری یا علائم جسمانی میتوانند هنگام اضطراب ظاهر شوند، اما این نشانهها اختصاصی Trauma نیستند.
اگر چند مورد از این ده نشانه را در خودتان میبینید، نتیجه نگیرید:
«پس من حتماً ترومای کودکی دارم.»
این فهرست برای شناخت بهتر تجربه است، نه تشخیص.
نه. جملههایی مانند «همه مشکلات روابط از کودکی میآیند» یا «هر ترسی یک ترومای پنهان دارد» از نظر علمی بیش از حد سادهسازی شدهاند.
سلامت روان انسان حاصل تعامل عوامل بسیاری است؛ از ویژگیهای زیستی و ژنتیکی گرفته تا تجربههای کودکی، نوجوانی و بزرگسالی، روابط فعلی، شرایط اقتصادی و اجتماعی، بیماریهای جسمی، فقدانها و اتفاقهای روزمره زندگی.
گاهی کودکی بخش مهمی از داستان است.
اما همیشه تمام داستان نیست.
اتفاقاً یکی از کارهای رواندرمانی همین است: به جای اینکه برای هر مسئله یک علت آماده پیدا کند، بررسی کند چه عواملی واقعاً در تجربه خاص این فرد نقش دارند.
تجربههای اولیه ما میتوانند در نحوه فهمیدن امنیت، اعتماد و رابطه با دیگران اهمیت داشته باشند.
در بعضی افراد، تجربه محیطهای بسیار ناامن یا غیرقابل پیشبینی ممکن است بعدها با دشواری در اعتماد، حساسیت به طرد، ترس از رها شدن یا فاصله گرفتن از صمیمیت همراه شود.
اما از روی یک رفتار رابطهای نمیتوان تاریخچه تروما را تشخیص داد.
کسی که از صمیمیت فاصله میگیرد لزوماً ترومای کودکی ندارد.
کسی که از ترک شدن میترسد نیز الزاماً تجربه آسیبزای مشخصی نداشته است.
در مقالات آینده رستا این موضوع را دقیقتر در بحث دلبستگی اضطرابی و دلبستگی اجتنابی بررسی خواهیم کرد.
این بخش در بعضی محتواهای اینترنتی به شکلی اغراقآمیز مطرح میشود.
ممکن است با جملاتی مانند:
«بدن همه تروماها را ذخیره میکند»
یا:
«بیماریهای بزرگسالی مستقیماً از ترومای کودکی ایجاد میشوند»
مواجه شوید.
شواهد علمی چنین رابطه ساده و قطعیای را تأیید نمیکنند.
CDC توضیح میدهد که استرس شدید و طولانی مرتبط با ACEs میتواند بر سیستمهای پاسخ به استرس، رشد مغز و سیستم ایمنی اثر بگذارد و ACEs در سطح جمعیت با بعضی پیامدهای سلامت در سالهای بعد ارتباط دارند.
یک Umbrella Review جدید نیز ارتباط ACEs با برخی بیماریهای جسمانی بزرگسالی را بررسی کرده، اما بر محدودیتهایی مانند تفاوت میان مطالعات و کیفیت شواهد نیز تأکید دارد.
پس جمله دقیقتر این است:
تجربههای نامطلوب کودکی میتوانند یکی از چندین عامل مرتبط با سلامت جسم و روان در بزرگسالی باشند؛ نه یک علت قطعی و اجتنابناپذیر.
این یکی از پرتکرارترین جستجوهای کاربران است:
تست ترومای کودکی
اما پاسخ علمی شاید با بسیاری از تستهای شبکههای اجتماعی فرق داشته باشد.
هیچ تست کوتاه اینترنتی بهتنهایی نمیتواند ترومای کودکی یا یک اختلال روانشناختی را تشخیص دهد.
NCTSN بین Screening یا غربالگری و ارزیابی تخصصی تفاوت مشخصی قائل میشود.
“Screening is a ‘wide-net’ process.”
یعنی غربالگری برای شناسایی اولیه افرادی است که ممکن است به ارزیابی دقیقتر نیاز داشته باشند؛ نه صدور یک تشخیص نهایی.
توضیح NCTSN درباره Screening و Assessment
در ارزیابی تخصصی ممکن است مصاحبه بالینی، ابزارهای استاندارد و بررسی شدت و اثر علائم بر عملکرد فرد در کنار هم استفاده شوند.
این جدول تست تشخیصی نیست و هیچ نمره برش یا نتیجه «دارید/ندارید» ندارد.
| سؤال خودارزیابی | پاسخ |
|---|---|
| آیا در کودکی برای مدتی طولانی از امنیت خود یا یکی از نزدیکانم میترسیدم؟ | بله / خیر |
| آیا خشونت جسمی جدی را تجربه یا مشاهده کردهام؟ | بله / خیر |
| آیا تجربه سوءاستفاده جنسی یا نقض جدی مرزها داشتهام؟ | بله / خیر |
| آیا برای مدت طولانی در معرض تحقیر، تهدید یا آزار روانی شدید بودهام؟ | بله / خیر |
| آیا نیازهای اساسی جسمی یا عاطفی من به شکل جدی نادیده گرفته میشد؟ | بله / خیر |
| آیا حادثه، بیماری شدید، جنگ، مهاجرت اجباری یا فقدان مهمی احساس امنیت مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است؟ | بله / خیر |
| آیا بعضی خاطرات کودکی هنوز ناخواسته و آزاردهنده به ذهنم برمیگردند؟ | بله / خیر |
| آیا از موقعیتهایی که مرا یاد گذشته میاندازند دوری میکنم؟ | بله / خیر |
| آیا بعضی موقعیتهای عادی در من احساس خطر بسیار شدیدی ایجاد میکنند؟ | بله / خیر |
| آیا تجربههای گذشته هنوز بر خواب، تمرکز یا عملکرد روزانهام اثر دارند؟ | بله / خیر |
| آیا احساس میکنم بعضی مشکلات اعتماد، صمیمیت یا امنیت من با تجربههای گذشته مرتبطاند؟ | بله / خیر |
| آیا فکر کردن درباره کودکی آنقدر آزاردهنده است که احساس میکنم نیاز به صحبت با متخصص دارم؟ | بله / خیر |
تعداد پاسخهای «بله» را به یک تشخیص تبدیل نکنید.
ممکن است یک تجربه بسیار مهم نیازمند توجه باشد و برعکس، چند پاسخ مثبت الزاماً به معنی وجود PTSD یا اختلال روانی نیست.
گاهی ممکن است، اما نه همیشه.
همه کودکانی که رویداد آسیبزا تجربه میکنند دچار PTSD نمیشوند. NCTSN نیز تأکید میکند که بسیاری از کودکان با وجود تجربه رویدادهای شدید، الزاماً Child Traumatic Stress پایدار پیدا نمیکنند و عوامل حمایتی میتوانند نقش محافظتی داشته باشند.
ترومای کودکی و PTSD مترادف نیستند.
PTSD یک اختلال مشخص با معیارهای تشخیصی است.
اگر این موضوع برایتان مبهم است، بهتر است مقاله اختصاصی PTSD چیست؟ را نیز در سایت رستا مطالعه کنید.
در پاسخ به این سؤال باید ابتدا مشخص کنیم درباره کودکی که اکنون یک تجربه آسیبزا داشته صحبت میکنیم یا بزرسالی که درباره آثار تجربههای کودکی خود سؤال دارد.
این دو وضعیت یکسان نیستند.
برای کودک، درمان باید با سن، مرحله رشد، شرایط خانواده، نوع تجربه و نشانههای فعلی هماهنگ باشد.
در بعضی کودکان دارای PTSD یا نشانههای قابل توجه مرتبط با Trauma، درمانهای متمرکز بر تروما مانند Trauma-Focused CBT پشتوانه علمی خوبی دارند. نوع مداخله باید توسط متخصص و پس از ارزیابی تعیین شود.
گاهی فرد بعد از سی یا چهل سالگی تازه متوجه میشود بعضی تجربههای قدیمی هنوز در روابط و احساسات امروز او حضور دارند.
اما «درمان ترومای کودکی» یک تکنیک واحد نیست.
درمان باید بر اساس مشکل فعلی شکل بگیرد.
ممکن است فرد با PTSD مراجعه کند؛ دیگری با اضطراب یا افسردگی؛ فرد دیگری بیشتر با شرم، خودسرزنشی، مشکلات رابطهای یا دشواری تنظیم هیجان روبهرو باشد.
در رواندرمانی ممکن است به موضوعاتی مانند شناخت هیجانها، احساس امنیت، الگوهای رابطهای، اجتناب، خاطرات دشوار، باورهای فرد درباره خودش یا تجربههایی که هنوز بر زمان حال اثر دارند پرداخته شود.
اگر فرد معیارهای PTSD داشته باشد، درمانهای تخصصی متمرکز بر تروما اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
اما اگر مسئله اصلی متفاوت باشد، درمان نیز باید بر اساس همان مشکل انتخاب شود.
هدف این نیست که گذشته «پاک» شود.
هدف میتواند این باشد که گذشته دیگر مجبور نباشد با همان شدت در زندگی امروز تکرار شود.
برای بسیاری از افراد امکان کاهش قابل توجه نشانهها، افزایش احساس امنیت و تغییر نحوه مواجهه با خاطرات و روابط وجود دارد.
درمان موفق الزاماً به معنای فراموش کردن نیست.
ممکن است فرد همچنان بداند چه اتفاقی افتاده، اما آن تجربه دیگر مانند گذشته زندگی امروز او را کنترل نکند.
در واقع گاهی تفاوت میان «داشتن یک خاطره» و «زندگی کردن دوباره درون آن خاطره» چیزی است که در مسیر درمان تغییر میکند.
اگر در بزرگسالی احساس میکنید تجربههایی از دوران کودکی همچنان بر اضطراب، روابط عاطفی، احساس امنیت، تنظیم هیجان یا کیفیت زندگی شما اثر میگذارند، ارزیابی توسط رواندرمانگر میتواند به فهم دقیقتر این الگوها کمک کند.
مراجعه به رواندرمانگر به این معنا نیست که از قبل باید بدانید «ترومای کودکی دارید». اتفاقاً یکی از اهداف ارزیابی این است که مشخص شود مشکلات امروز تا چه اندازه با تجربههای گذشته ارتباط دارند و چه عوامل دیگری ممکن است در آنها نقش داشته باشند.
در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز خدمات رواندرمانی فردی برای بررسی اضطراب، سوگ، مشکلات عاطفی، تجربههای دشوار و الگوهای تکرارشونده زندگی ارائه میشود. کلینیک در شیراز، محدوده قدوسی شرقی قرار دارد و جلسات درمان فردی به شکل حضوری و آنلاین ارائه میشوند.
رواندرمانی فردی در شیراز | کلینیک رستا
اگر نگرانی شما درباره کودکی است که اکنون پس از یک حادثه یا تجربه دشوار تغییرات رفتاری یا هیجانی نشان میدهد، مسیر ارزیابی متفاوت است و بهتر است از خدمات تخصصی کودک استفاده کنید.
رواندرمانی کودک در شیراز | کلینیک رستا
اگر تجربههای گذشته مرتب به شکل خاطرات آزاردهنده بازمیگردند، احساس امنیتتان را مختل کردهاند، بر خواب و روابط اثر گذاشتهاند، باعث اجتناب گسترده شدهاند یا احساس میکنید بخش قابل توجهی از زندگی امروز هنوز حول اتفاقهای قدیمی شکل گرفته، گفتوگو با متخصص میتواند مفید باشد.
اما لازم نیست قبل از جلسه نام دقیقی برای تجربه خود پیدا کنید.
گاهی نقطه شروع فقط همین است:
«فکر میکنم چیزی از گذشته هنوز با من است و میخواهم بهتر بفهمم چیست.»
میتوانید ابتدا با درمانگران مجموعه و حوزه فعالیت آنها آشنا شوید:
مشاهده روانشناسان و رواندرمانگران کلینیک رستا
و اگر برای انتخاب درمانگر یا نوع خدمت مطمئن نیستید:
ارتباط با کلینیک روانشناسی رستا
تجربهای شدید، ترسناک یا آسیبزا در دوران کودکی است که میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد و در بعضی افراد واکنشهایی ایجاد کند که پس از پایان اتفاق نیز ادامه پیدا میکنند.
ممکن است در برخی افراد اضطراب، اجتناب، دشواری اعتماد، مشکلات تنظیم هیجان، احساس شرم، مشکلات خواب یا واکنش شدید به یادآورهای گذشته دیده شود؛ اما هیچکدام بهتنهایی تشخیصدهنده نیستند.
خیر. تجربههای کودکی فقط یکی از عوامل متعدد مؤثر بر سلامت روان و روابط بزرگسالی هستند.
ابزارهای استاندارد غربالگری وجود دارند، اما یک تست اینترنتی بهتنهایی نمیتواند تشخیص قطعی بدهد. NCTSN نیز Screening را از Assessment تخصصی جدا میکند.
خیر. این بخش صرفاً یک خودارزیابی آموزشی است و نباید از تعداد پاسخهای مثبت برای تشخیص Trauma یا PTSD استفاده شود.
نه دقیقاً. ACEs به دستهای از تجربههای نامطلوب دوران کودکی اشاره دارد؛ وجود یک ACE الزاماً به معنای ایجاد تروما یا PTSD نیست.
مطالعات جمعیتی بین ACEs و برخی پیامدهای جسمانی ارتباط گزارش کردهاند، اما این به معنی علت مستقیم و قطعی برای هر فرد نیست.
خیر. حافظه دوران کودکی بهطور طبیعی کامل نیست و به یاد نیاوردن بخشهایی از کودکی بهتنهایی نشانه Trauma محسوب نمیشود.
برای بسیاری از افراد، رواندرمانی مناسب میتواند به کاهش علائم، افزایش احساس امنیت، بهبود روابط و تغییر نحوه مواجهه با تجربههای گذشته کمک کند. نوع درمان باید بر اساس ارزیابی و مشکل فعلی فرد انتخاب شود.
بعضی چیزها را از کودکی با خودمان میآوریم؛ ترسهایی که زمانی لازم بودهاند، شیوههایی برای محافظت از خود، سکوتهایی که زمانی امنتر از حرف زدن بودهاند.
شاید بعضی از این شیوهها در آن روزها به ما کمک کردهاند.
اما ممکن است سالها بعد، همان چیزهایی که زمانی از ما محافظت میکردند، جلوی زندگی آزادتر و رابطه سالمتر را بگیرند.
فهمیدن گذشته قرار نیست ما را در گذشته زندانی کند.
گاهی دقیقاً برای این است که بتوانیم از آن فاصله بگیریم.
کودکی ما بخشی از داستان ماست؛ اما قرار نیست آخرین فصل آن را هم خودش بنویسد.
اگر احساس میکنید تجربههایی از گذشته هنوز بر روابط، احساس امنیت یا کیفیت زندگی شما اثر میگذارند، میتوانید برای بررسی شرایط و انتخاب مسیر مناسب درمان با کلینیک روانشناسی رستا در شیراز در ارتباط باشید.
هماهنگی و ارتباط با کلینیک رستا