گاهی پشت یک «نمیخوام»، یک ترس پنهان شده است.
پشت یک گریه، شاید نیازی باشد که کودک هنوز نمیداند چگونه درباره آن حرف بزند؛ و پشت یک سکوت، ممکن است احساسی باشد که هنوز نامی برایش پیدا نکرده است.
کودکان از همان سالهای ابتدایی زندگی، هیجانهای مختلفی مانند شادی، خشم، ترس، ناراحتی، حسادت، هیجان و ناامیدی را تجربه میکنند؛ اما شناختن یک احساس با توانایی بیان سالم آن یکسان نیست.
کارگاه شناخت و ابراز احساسات کودکان در روزهای ۱۸ و ۱۹ تیرماه ۱۴۰۴ برای کودکان ۵ تا ۱۰ سال در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز برگزار شد.
مدرس و تسهیلگر این کارگاه زهرا انجمروز، مدرس و تسهیلگر کودک بود و محور برنامه بر کمک به کودکان برای شناخت بهتر احساسات، بیان هیجانها، مطرح کردن نیازهایشان و یادگیری مفهوم «نه گفتن» قرار داشت.
برای یک بزرگسال شاید ساده باشد که بگوید:
«ناراحت هستم.»
«از این اتفاق عصبانی شدم.»
«به کمک احتیاج دارم.»
اما برای یک کودک پنج، هفت یا حتی ده ساله، این مسیر همیشه به همین اندازه روشن نیست.
گاهی کودک میداند حال خوبی ندارد، اما نمیتواند مشخص کند عصبانی است، ترسیده، احساس تنهایی دارد یا از چیزی ناراحت شده است.
در چنین موقعیتی، هیجان ممکن است به شکل رفتار خودش را نشان دهد؛ مثلاً سکوت، گریه، کنارهگیری، اعتراض یا واکنشهای هیجانی شدید.
به همین دلیل یکی از پایههای مهم رشد هیجانی کودک، شناخت احساسات و پیدا کردن واژههایی برای بیان آنهاست.
یکی از پیامهای مهم در آموزش هیجانی این است که کودک بداند داشتن یک احساس، او را «بچه بدی» نمیکند.
خشم، ترس، ناراحتی و حسادت همانقدر بخشی از تجربه انسانی هستند که شادی، هیجان و محبت.
آنچه کودک بهتدریج میتواند یاد بگیرد، تفاوت میان احساس کردن یک هیجان و رفتاری است که در واکنش به آن انجام میدهد.
برای مثال کودک میتواند عصبانی باشد، اما به مرور راههایی پیدا کند تا به جای آسیب زدن یا واکنش ناگهانی، درباره خشم خود حرف بزند.
هدف از آموزش ابراز هیجانات این نیست که کودک همیشه آرام باشد؛ بلکه این است که بتواند کمی بهتر بفهمد درونش چه میگذرد و برای بیان آن راههای مناسبتری پیدا کند.
شناخت هیجانها از پرسشهای ساده شروع میشود:
الان چه احساسی دارم؟
این احساس را کجای بدنم حس میکنم؟
چه اتفاقی باعث شد اینطور احساس کنم؟
وقتی عصبانی، ناراحت یا ترسیدهام چه کاری میتوانم انجام دهم؟
چطور میتوانم احساسم را برای دیگری توضیح دهم؟
پیدا کردن پاسخ این پرسشها برای کودکان یک مهارت تدریجی است.
کودک هرچه بیشتر بتواند تجربههای درونی خود را بشناسد، فرصت بیشتری برای گفتوگو درباره آنها پیدا میکند.
کودک فقط نیازهای جسمی ندارد.
گاهی نیاز دارد شنیده شود.
گاهی به فاصله بیشتری نیاز دارد.
گاهی کمک میخواهد.
گاهی نمیخواهد وسیلهاش را به کسی بدهد.
گاهی دوست ندارد در یک بازی یا فعالیت شرکت کند.
اما اگر کودک نتواند نیازش را تشخیص دهد یا برای بیان آن کلمات مناسبی پیدا کند، ممکن است آن نیاز به شکل گریه، دعوا، سکوت یا واکنشهای دیگر دیده شود.
یکی از محورهای این کارگاه، آموزش ابراز نیازها به کودکان بود؛ اینکه کودک بتواند بهتدریج تفاوت میان آنچه احساس میکند و آنچه در آن لحظه نیاز دارد را بهتر تشخیص دهد و درباره آن صحبت کند.
جمله سادهای مثل:
من الان کمک میخواهم.
میتواند برای یک کودک، مهارتی مهمتر از چیزی باشد که در نگاه اول به نظر میرسد.
کودکانی که یاد میگیرند خواسته، ناراحتی و مرزهای خود را بیان کنند، بهتر میتوانند در روابط روزمره درباره چیزی که نمیخواهند صحبت کنند.
اما آموزش نه گفتن به کودک فقط به معنی حفظ کردن جمله «نه» نیست.
کودک باید بهتدریج بفهمد:
چه زمانی از چیزی ناراحت است؟
چه زمانی انجام دادن کاری برایش خوشایند نیست؟
چگونه مخالفت خود را بیان کند؟
چگونه از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بخواهد؟
و چگونه در عین احترام به دیگران، درباره مرزهای شخصی خودش نیز حرف بزند؟
در این نگاه، آموزش نه گفتن بخشی از آموزش شناخت خود، بیان نیاز و مهارتهای ارتباطی کودک است.
سالهای کودکی فقط زمان یاد گرفتن خواندن، نوشتن و مهارتهای تحصیلی نیست.
کودک در همین سالها در حال ساختن شیوه ارتباط با خودش و دیگران است.
شناخت احساسات، بیان نیازها، درخواست کمک، تحمل ناکامی و گفتن «نه» مهارتهایی هستند که یکباره شکل نمیگیرند؛ بلکه به مرور و در تعامل با والدین، همسالان، مدرسه و محیط اطراف رشد میکنند.
به همین دلیل فراهم کردن موقعیتهایی که کودک بتواند این مفاهیم را متناسب با سن خود تجربه و تمرین کند، میتواند بخشی از مسیر رشد هیجانی و اجتماعی او باشد.
کارگاه شناخت و ابراز احساسات با تمرکز بر گروه سنی ۵ تا ۱۰ سال برگزار شد.
محورهای اصلی کارگاه شامل:
شناخت و نامگذاری احساسات
آموزش ابراز هیجانها
شناخت و بیان نیازهای کودک
آشنایی با مرزهای شخصی
آموزش نه گفتن
تمرین شیوههای مناسبتر بیان خواسته و مخالفت
بود.
این کارگاه با تدریس و تسهیلگری زهرا انجمروز، مدرس و تسهیلگر کودک در روزهای ۱۸ و ۱۹ تیر ۱۴۰۴ در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز برگزار شد.
گاهی دشواری کودک در بیان احساسات بخشی از روند طبیعی رشد است و با همراهی و آموزش مناسب بهتر میشود.
اما گاهی والدین متوجه میشوند که کودک برای مدتی طولانی با مشکلاتی مانند اضطراب، ترس شدید، پرخاشگری، گوشهگیری، مشکلات ارتباطی یا تغییرات رفتاری روبهروست.
در چنین شرایطی، کارگاه آموزشی بهتنهایی جایگزین بررسی تخصصی شرایط کودک نیست.
در رستا، رواندرمانی کودک در شیراز با توجه به سن، شرایط رشدی، روابط خانوادگی و نیازهای هر کودک انجام میشود. در این فرایند ممکن است از بازی، نقاشی، داستان، گفتوگو و شیوههای متناسب با سن کودک برای نزدیک شدن به دنیای هیجانی او استفاده شود.
همچنین در بخش درمان کودک و نوجوان، به تجربههای هیجانی، ارتباط با خود و دیگران و مسیر رشد روانی کودک توجه میشود.
کارگاه تمام میشود، اما یادگیری هیجانی کودک در خانه ادامه دارد.
والدین میتوانند در موقعیتهای روزمره به کودک کمک کنند احساسش را بهتر بشناسد؛ نه با بازجویی یا مجبور کردن او به حرف زدن، بلکه با ایجاد فضایی که در آن احساسات قابل گفتن باشند.
گاهی همین جمله ساده که:
«فکر میکنم خیلی ناراحت شدی؛ دوست داری دربارهاش حرف بزنی؟»
میتواند به کودک کمک کند میان تجربه درونی و زبان ارتباط برقرار کند.
هدف این نیست که والد همیشه احساس کودک را درست حدس بزند؛ بلکه کودک به مرور تجربه کند که درباره احساساتش میتوان صحبت کرد.
کارگاه شناخت و ابراز احساسات یکی از برنامههای آموزشی رستا در حوزه کودک بود.
اگر از طریق جستجوی عباراتی مانند کارگاه کودک در شیراز، کارگاه شناخت احساسات کودکان، آموزش نه گفتن به کودک، آموزش ابراز احساسات یا کارگاه مهارتهای زندگی کودکان در شیراز وارد این صفحه شدهاید، توجه داشته باشید که این دوره مربوط به ۱۸ و ۱۹ تیرماه ۱۴۰۴ بوده و به پایان رسیده است.
برای اطلاع از سایر برنامهها میتوانید بخش کارگاههای آموزشی کلینیک رستا را مشاهده کنید.
این کارگاه برای کودکان ۵ تا ۱۰ سال برگزار شد.
مدرس و تسهیلگر کارگاه زهرا انجمروز، مدرس و تسهیلگر کودک بود.
کارگاه در روزهای ۱۸ و ۱۹ تیرماه ۱۴۰۴ در شیراز برگزار شد.
شناخت و ابراز احساسات، بیان هیجانها، شناخت و بیان نیازها و آموزش نه گفتن از محورهای اصلی کارگاه بودند.
خیر. در آموزش متناسب با سن کودک، نه گفتن میتواند در کنار شناخت احساسات، بیان خواستهها، مرزهای شخصی، درخواست کمک و مهارتهای ارتباطی مورد توجه قرار گیرد.
خیر. کارگاه ماهیت آموزشی دارد. اگر کودک با مشکلات هیجانی یا رفتاری شدید، مداوم یا مختلکننده زندگی روزمره روبهرو باشد، بهتر است شرایط او بهصورت تخصصی بررسی شود.