
گاهی رنج روانی فقط در فکر و احساس باقی نمیماند و میتواند همراه با تجربههای جسمانی مانند تنش، درد، مشکلات گوارشی، تپش قلب، احساس فشار یا خستگی ظاهر شود یا شدت پیدا کند.
در رویکرد روانکاوی و بدن، تجربه جسمانی فرد در کنار هیجانها، روابط، اضطرابها و تجربههای گذشته مورد توجه قرار میگیرد. هدف این نیست که علائم جسمانی «خیالی» تلقی شوند؛ بلکه بررسی میشود آیا عوامل روانشناختی نیز در شکلگیری، تشدید یا تداوم تجربه بدنی نقش دارند.
در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز، این موضوع در بستری رواندرمانی بررسی میشود و در صورت وجود علائم جسمانی، ارزیابی و پیگیری پزشکی همچنان بخش ضروری مراقبت از فرد است.
بدن و روان دو بخش کاملاً جدا از تجربه انسان نیستند. اضطراب، استرس، ترس، خشم و فشارهای عاطفی میتوانند با تغییرات جسمانی همراه شوند و تجربه فرد از درد یا ناراحتی بدنی را تحت تأثیر قرار دهند.
در رواندرمانی تحلیلی و روانکاوانه، درمانگر تلاش میکند علاوه بر نشانه ظاهری، تجربه هیجانی و روابطی را که ممکن است با آن همراه باشند بهتر بشناسد.
برای مثال، بهجای اینکه تنها پرسیده شود «چگونه این علامت را متوقف کنیم؟»، ممکن است بررسی شود:
علامت در چه موقعیتهایی شدت پیدا میکند؟
پیش از شروع یا تشدید آن چه اتفاقی افتاده است؟
فرد در آن زمان چه هیجانهایی را تجربه میکند؟
آیا بیان برخی احساسات برای او دشوار است؟
چه الگوهای ارتباطی یا تعارضهایی همزمان با نشانه وجود دارند؟
هدف، پیدا کردن یک علت ساده و قطعی برای هر علامت جسمانی نیست؛ بلکه شناخت دقیقتر ارتباط میان تجربه روانی و بدنی فرد است.
اصطلاح روانتنی یا سایکوسوماتیک به ارتباط میان عوامل روانشناختی و تجربههای جسمانی اشاره دارد.
این به معنای غیرواقعی بودن علائم نیست. درد، ناراحتی یا سایر نشانههای جسمانی که فرد تجربه میکند واقعی هستند، حتی زمانی که عوامل روانشناختی در شدت یا تداوم آنها نقش داشته باشند.
از جمله علائمی که در برخی افراد ممکن است همراه با اضطراب یا فشار روانی تشدید شوند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
سردرد یا احساس فشار در سر
گرفتگی و تنش عضلانی
برخی مشکلات گوارشی
احساس تپش قلب
دشواری در تنفس هنگام اضطراب
احساس خستگی مداوم
مشکلات خواب
تشدید تجربه درد در دورههای پراسترس
وجود این علائم بهتنهایی نشاندهنده یک مشکل روانشناختی نیست و قبل از نسبت دادن علائم جسمانی به عوامل روانی، بررسی پزشکی مناسب اهمیت دارد.
رواندرمانی ممکن است زمانی مورد توجه قرار گیرد که فرد علاوه بر علائم جسمانی، الگوهایی مانند اضطراب مداوم، فشار روانی، تعارضهای عاطفی یا دشواری در شناخت و بیان احساسات را نیز تجربه کند.
همچنین ممکن است فرد متوجه شود که برخی نشانههای جسمانی در دورههای خاصی از زندگی، هنگام فشار کاری، مشکلات عاطفی، تعارضهای خانوادگی یا تجربههای پراسترس بیشتر میشوند.
در چنین شرایطی، بررسی روانشناختی میتواند در کنار مراقبت پزشکی به شناخت کاملتر وضعیت کمک کند.
در نگاه روانکاوانه، تجربههای انسانی همیشه بهصورت کاملاً آگاهانه پردازش نمیشوند.
گاهی فرد از اضطراب، خشم، ترس یا تعارضی که تجربه میکند آگاهی روشنی ندارد؛ اما متوجه تغییراتی در بدن یا رفتار خود میشود.
درمانگر تلاش نمیکند برای هر درد یا علامت جسمانی یک معنای نمادین از پیش تعیینشده پیدا کند. آنچه اهمیت دارد تجربه منحصربهفرد هر فرد و ارتباطی است که میان نشانه، هیجانها، روابط و اتفاقات زندگی او شکل گرفته است.
بنابراین یک علامت مشابه میتواند برای دو نفر معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
فرآیند درمان با شناخت تجربه فرد آغاز میشود.
در جلسات ممکن است درباره موضوعاتی مانند موارد زیر صحبت شود:
زمان شروع یا تشدید علائم
شرایط پراسترس زندگی
روابط مهم فرد
تجربههای عاطفی
اضطرابها و نگرانیها
نحوه مواجهه با خشم یا تعارض
تجربه فرد از بدن خود
و الگوهای تکرارشونده زندگی
در طول درمان، فرد فرصت پیدا میکند تجربههایی را که شاید پیش از این فقط به شکل فشار، اضطراب یا ناراحتی تجربه میکرد، بهتر بشناسد و درباره آنها فکر و صحبت کند.
خیر. این یکی از مهمترین نکات در مواجهه با علائم جسمانی است. پیدا نشدن علت در یک بررسی پزشکی به معنای روانشناختی بودن قطعی علامت نیست.
همچنین وجود اضطراب یا استرس مانع از وجود یک بیماری جسمانی نمیشود.
به همین دلیل، علائم جدید، مداوم یا شدید باید ابتدا یا همزمان توسط پزشک بررسی شوند. رواندرمانی میتواند بخشی از یک رویکرد جامع باشد، اما جایگزین تشخیص و درمان پزشکی نیست.
در درمان فردی ممکن است موضوعاتی مانند اضطراب، افسردگی، روابط، سوگ، اعتمادبهنفس یا مشکلات هیجانی محور اصلی جلسات باشند.
در کار روانتنی، توجه بیشتری به ارتباط میان تجربههای روانی و احساسها یا نشانههای جسمانی فرد وجود دارد.
مرز این دو کاملاً جدا نیست و پس از ارزیابی اولیه مشخص میشود چه نوع تمرکزی برای فرد مناسبتر است.
بسته به شرایط هر فرد، موضوعات زیر ممکن است بخشی از فرآیند درمان باشند:
استرس و اضطراب مزمن
تجربه مکرر تنش جسمانی
دردهایی که با فشار روانی تشدید میشوند
دشواری در شناخت یا بیان هیجانها
احساس گسست یا بیگانگی از بدن
رابطه فرد با ظاهر و تصویر بدنی خود
تجربه بیماریهای طولانیمدت
تأثیر بیماری جسمانی بر زندگی روانی
سوگ و فقدان مرتبط با تغییرات جسمانی
تجربههای دشوار یا آسیبزای گذشته
نوع درمان پس از ارزیابی مشخص میشود و یک روش ثابت برای همه افراد وجود ندارد.
اضطراب فقط یک تجربه ذهنی نیست و ممکن است با نشانههایی مانند افزایش ضربان قلب، تنش عضلانی، تغییر الگوی تنفس، احساس فشار در قفسه سینه یا ناراحتی گوارشی همراه باشد.
گاهی همین علائم باعث نگرانی بیشتر فرد میشوند و چرخهای شکل میگیرد که در آن اضطراب، توجه به بدن و نگرانی درباره علائم یکدیگر را تقویت میکنند.
شناخت این چرخه میتواند یکی از موضوعات مورد بررسی در رواندرمانی باشد.
در کلینیک روانشناسی رستا در شیراز، ارتباط میان تجربههای روانی، هیجانی و بدنی با توجه به شرایط منحصربهفرد هر فرد بررسی میشود.
درمانگر تلاش میکند بدون نادیده گرفتن واقعیت تجربه جسمانی، به فرد کمک کند ارتباط میان نشانهها، هیجانها، روابط و شرایط زندگی خود را دقیقتر بشناسد.
هدف، ارائه یک توضیح ساده برای همه علائم نیست؛ بلکه ایجاد درکی عمیقتر از تجربه فرد و فراهم کردن امکان مواجهه متفاوت با رنج روانی و جسمانی است.
استرس و اضطراب میتوانند با تغییرات جسمانی همراه باشند و در برخی افراد شدت بعضی علائم را افزایش دهند. با این حال، وجود علائم جسمانی باید از نظر پزشکی نیز بررسی شود.
خیر. تجربه درد یا ناراحتی جسمانی واقعی است. اصطلاح روانتنی به ارتباط میان عوامل روانشناختی و جسمانی اشاره دارد، نه غیرواقعی بودن علائم.
ابتدا باید علل پزشکی مناسب بررسی شوند. اگر عوامل روانشناختی، استرس یا اضطراب نیز در تجربه فرد نقش داشته باشند، رواندرمانی میتواند در کنار پیگیری پزشکی مفید باشد.
در رواندرمانی تحلیلی، ارتباط میان علائم، هیجانها، روابط و تجربههای فرد بررسی میشود تا فرد شناخت بیشتری از الگوهای روانی و بدنی خود پیدا کند.
تعداد جلسات به شرایط فرد، نوع مشکل، اهداف درمان و رویکرد درمانگر بستگی دارد و پیش از ارزیابی نمیتوان تعداد ثابتی تعیین کرد.
